تحولات منطقه

۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۵
کد مطلب: ۱۱۵۸۳۸۰

پس از هفته‌ها حملات گسترده، جنگ ایران و آمریکا به نقطه‌ای رسیده که برتری نظامی به‌تنهایی قادر به حل معادله نیست. واشنگتن اکنون با این واقعیت روبه‌روست که پایان دادن به جنگ و بازگشت به مسیر دیپلماسی، گزینه‌ای واقع‌بینانه‌تر برای مهار بحران است.

از «فشار حداکثری» تا بن‌بست راهبردی آمریکا؛ چرا «بازگشت به مسیر دیپلماسی» گزینه‌ای واقع‌بینانه‌تر است؟
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

تجربه جنگ‌های طولانی در خاورمیانه نشان داده است که قدرت نظامی، به‌تنهایی تضمین‌کننده پیروزی سیاسی نیست. در شرایط کنونی، ادامه درگیری می‌تواند هزینه‌هایی به مراتب فراتر از میدان نبرد ایجاد کند؛ از بحران انرژی و بی‌ثباتی اقتصادی گرفته تا گسترش ناامنی منطقه‌ای. از همین رو، پایان دادن به جنگ و بازگشت به مسیر دیپلماسی، به گزینه‌ای واقع‌بینانه‌تر برای مهار بحران تبدیل شده است.

هرمز؛ گره راهبردی جنگی که راه خروج ندارد

جنگ آمریکا علیه ایران، برخلاف اهداف اعلامی واشنگتن، نه تنها به تغییر رفتار تهران منجر نشده، بلکه مجموعه‌ای از هزینه‌های راهبردی را برای ایالات متحده ایجاد کرده است؛ هزینه‌هایی که از افزایش قیمت انرژی و تهدید رکود جهانی تا تضعیف جایگاه بین‌المللی آمریکا و محدود شدن گزینه‌های نظامی این کشور را در بر می‌گیرد. ارزیابی منتشرشده در فارن‌پالیسی نشان می‌دهد هرچه دامنه درگیری گسترده‌تر شود، هزینه خروج از آن نیز برای واشنگتن افزایش خواهد یافت.

تشدید جنگ؛ راهبردی که معادله را تغییر نمی‌دهد

ایالات متحده مدعی شده تاکنون بیش از ۱۳ هزار هدف را در ایران هدف حملات خود قرار داده است، اما این حجم از عملیات نظامی نیز نتوانسته معادله جنگ را به سود واشنگتن تغییر دهد. در مقابل، ایران همچنان هزاران موشک و پهپاد دوربرد در اختیار دارد که می‌تواند از عمق خاک خود برای تهدید پایگاه‌های آمریکا در منطقه و کنترل تنگه هرمز به کار گیرد.

تهدید به حمله به نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های غیرنظامی، علاوه بر پیامدهای انسانی و حقوقی، بعید است تغییری در محاسبات تهران ایجاد کند. همچنین گزینه‌هایی مانند تصرف جزیره خارگ، هرچند می‌تواند بخشی از ظرفیت صادرات نفت ایران را مختل کند، اما تأثیری بر بازگشایی تنگه هرمز نخواهد داشت و تنها دامنه رویارویی را گسترش می‌دهد.

در چنین شرایطی، تشدید عملیات نظامی می‌تواند ایران را به گسترش حملات علیه زیرساخت‌های انرژی منطقه و مسیرهای کشتیرانی سوق دهد؛ رخدادی که پیامدهای آن به مراتب فراتر از میدان نبرد خواهد بود.

هرمز؛ اهرمی که موازنه بحران را تغییر داد

یکی از مهم‌ترین نتایج این جنگ، افزایش اهمیت تنگه هرمز در معادلات ژئوپلیتیکی است. ایران با اتکا به توان موشکی و پهپادی خود، حتی بدون گسترش بیشتر ظرفیت‌های نظامی، همچنان قادر است جریان انتقال انرژی از این آبراه را تحت تأثیر قرار دهد.

در مقابل، پذیرش خواسته‌های تهران از سوی آمریکا، از جمله اعطای امتیازات اقتصادی گسترده، به معنای عقب‌نشینی از یکی از اصول بنیادین راهبرد دریایی واشنگتن، یعنی آزادی کشتیرانی، خواهد بود. اما ادامه جنگ نیز می‌تواند قیمت نفت و گاز را به شکل چشمگیری افزایش دهد، بازارهای مالی را بی‌ثبات کند، تورم را تشدید کرده و اقتصاد جهانی را به سمت رکود سوق دهد.

همین وضعیت سبب شده است که هر دو مسیر پیش روی واشنگتن، هزینه‌های سنگینی در پی داشته باشد؛ موضوعی که از پیچیده‌تر شدن بحران حکایت دارد.

متحدانی که دیگر حاضر به همراهی نیستند

یکی دیگر از چالش‌های آمریکا، کاهش توان این کشور برای شکل دادن به یک ائتلاف بین‌المللی است. در حالی که واشنگتن در بحران‌هایی مانند حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ یا در روند منتهی به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ توانسته بود حمایت گسترده شرکای خود را جلب کند، اکنون بسیاری از متحدان سنتی آمریکا تمایلی به همراهی با جنگی ندارند که بدون هماهنگی با آنان آغاز شده است.

اعمال تعرفه‌های یک‌جانبه، اختلاف با متحدان اروپایی و آسیایی و ایجاد تردید درباره تعهدات امنیتی آمریکا، بخشی از سرمایه سیاسی واشنگتن را فرسوده و توان آن را برای مدیریت بحران کاهش داده است. در چنین فضایی، حتی کشورهایی که از باز بودن تنگه هرمز سود می‌برند نیز حاضر نیستند هزینه‌های سیاسی و نظامی این جنگ را بپذیرند.

دیپلماسی؛ تنها مسیر کم‌هزینه‌تر

در چنین شرایطی، پیشنهاد مطرح‌شده بر حرکت به سوی توافقی موقت است؛ توافقی که ایالات متحده تلاش می‌کند در ازای کاهش فشارهای اقتصادی، توقف حملات به کشتی‌رانی و حفظ وضعیت موجود در برنامه هسته‌ای، فرصت مهار بحران را فراهم کند. همزمان، توسعه خطوط لوله جایگزین، افزایش سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و کاهش وابستگی اقتصاد جهانی به تنگه هرمز می‌تواند در بلندمدت بخشی از اهرم فشار تهران را محدود کند، هرچند واقعیت نشان داده تنگه هرمز بدون جایگزین است و از طرفی توان ایران برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی منطقه همچنان پابرجا خواهد ماند.

آنچه از مجموعه این تحولات برمی‌آید، این است که ادامه جنگ بیش از آنکه چشم‌اندازی برای تغییر رفتار ایران ایجاد کند، خطر گسترش بی‌ثباتی منطقه‌ای، افزایش بهای انرژی و تعمیق بحران اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت. شاید به همین دلیل است که «گاهی وقتی آشفتگی بزرگی ایجاد کرده‌اید، بهترین کار این است که دست‌کم اوضاع را بدتر نکنید؛ و دقیقاً همین کاری است که ادامه دادن یک جنگ شکست‌خورده انجام خواهد داد.» از همین رو، در شرایط کنونی برای برون رفت از جنگ بی ملاحظه ترامپ، پایان دادن به جنگ و بازگشت به مسیر دیپلماسی، به گزینه‌ای واقع‌بینانه‌تر برای مهار بحران تبدیل شده است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha